تبليغاتX
فانوس راه
فانوس راه
متن و شعر های ادبی
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
(یک جریان رختخوابی)

 

 

Entry for May 04, 2008(یک جریان رختخوابی)

یک جریان رختخوابی
یک شب که من و دوست‌دخترم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یک دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی."
- چی؟ یعنی چه؟
و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه بهم داد:
- تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطه‌ی فیزیکی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشم‌های من که از حدقه داشت در می‌اومد اضافه کرد:
- تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟
خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم.
فردای اون شب ترجیح دادم که مرخصی بگیرم و یک کمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدیم.
چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم که بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفش‌ها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشواره‌ای الماس.
حضورتون عرض کنم که از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فکر کنم سعی کرد من و امتحان که چون ازم خواست براش یک مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم."
در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فکر کنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب کنیم."
در همین لحظه بود که گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟"
- عزیزم من می‌خوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم برات مهمه."
و موقعی که توی چشماش می‌خوندم که همین الاناست که بیاد و منو بکشه اضافه کردم: "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی که برات می‌خرم؟"
خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنک شده که فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : مصطفی در ساعت 1:55
جمعه بیست و هشتم دی 1386
نکاتی جالب از نظریات اخرین بازمانده

حتما برای خیلیها جالب است که بدانند نظرات اخرین باز مانده نیرو های نهان و سافلیکس در باره موضوعات چیست ؟نو شته های زیر اقتباس شده از کتاب انسان و نیروهاازمیشل الوین که در باره زندگی بزرگان نیرو های نهان نوشته شده که بخش اعظم ان پیوست به زندگی کنت اخرین بازمانده و گفته ای ایشان بین شا گردان ایشان بوده است .جلد سوم /بخش نظریات کنت  و تما نظرات

نشا نه های عاشق شدن ؟ نقل قول از زبا کنت /۱۹۹۶پرین هاوس

نشانه 10

نامزد یا همسر قبلی خود را فراموش کرده اید
معمولا" بعد از برهم خوردن یک رابطه تا زمانی طولانی طرفین به یکدیگر فکر می کنند و اغلب به این می اندیشند که آیا راه درستی را انتخاب نموده اند یا خیر. بسته به مدت زمان با هم بودن این شک و تردیدها بیشتر نمایان میشوند
.
از زمانی که او را دیده اید، دیگر فکر برگشت به نامزد پیشین خود را به سر راه نمیدهید و تمایلی به برقراری رابطه مـجدد نـدارید. فکر کنید، نامزد قبلی شما دیگر مانند گذشته برایتان جالب نیست
.

نشانه 9


نمی توانید به او فکر نکنید
فکر شما سـراسـر از یـاد و انـدیـشـه او اسـت. بـی دلیـل به فـکر شـما مـی آید و از خود میپرسید که آیا به اندازه نصف اندازه ای که به او فکر میکنید، او به شما فکر میکند؟ در شگفتید که در ذهن او چه میگذرد یا حتی فکر تماس گرفتن با او به سرتان میزند ( اما بدلیل ترس از نپذیرفتن او از این کار خودداری میکنید
.)
اما وضعیت وخیم تر می شود. با دوسـتان خـود بیرون میروید و به چیزی در ویترین مغازه نگاه می کنید و به این می اندیشیـد که او تـا چه اندازه به آن شیء بخصوص علاقه مند است
.
اگر او آخرین چیزی است که پیش از خواب به فکر شما می آید و اولیـن چیـزی اسـت که بعد از بیدار شدن به ذهن شـما خطور می کند - و حتی چندین بار رویای او را دیده اید، دیگر لازم نیست ادامه این مقاله را بخوانید تا بفهمید عاشق شده اید یا نه ( البته برای اطمینان بیشتر ادامه دهید
.)

نشانه 8


برای او اهمیت قائلید

اگر عاشق کسی باشید، دوست دارید هـمـه چـیز درمورد او بدانید: اینکه او کیست؟ به چی فکر میکند و چه چیز او را می خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهمیت میدهید
.
اگر بفردی علاقه حقیقی داشته باشید،اگر او روز بدی داشته باشد و یا بخاطرموضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان میشوید
.

نشانه 7


شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلربا است
حرکات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت کردن و همچنین عادتهایش در انجام کارهابرای شما شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت
.
او چیزهایی می گوید که باعث تمایزش با دیگران می شود، و شما این را دوست دارید. علتش را نمی دانید ولـی دانـسـتـنـش نـیـز بـرایـتان اهـمیتی ندارد. شما او را به همین صورتی که هست دوست دارید
.

نشانه 6


ارتباط تنگاتنگی با او دارید
شما نمی توانید عاشق کسی باشید که با او هیچ تناسخی نداشته باشید. اگر شمـا و او در یک طول موج قرار داشته، و عقاید مشابهی دارید،این یک نشانه محکم محسوب میگردد. هم فکر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصمیمات مشابه و یکسان حاکی از آن است که میتوانید عاشق او باشید
.

نشانه 5


افراد دیگر، زیاد به چشمتان نمی آیند
با اینکه ممکن است نتوانید از براندازکردن یک زن (یا مرد) زیبا که از کنار شما رد میشود صرفه نظر کنید، هنگامیکه عاشق باشید، دیگر رادار شما برای رد یابی دیگران خوب کار نکرده و بقیه در مقایسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمایلی به گپ زدن با جنس مخالف نخواهید داشت
.

به تدریج احساس خواهید کرد که او تنها فرد مورد توجه شما در یک جمع است و کسی است که به دنبالش بوده اید
.

نشانه 4


عاشق وقت گذراندن با او هستید
این مسئله ای واضح ولی در عین حال با اهمیت است. شما به دنبال دیــدن او هستید و مهم نیست که هر دوی شما چه کار خواهید کرد. اخیرا" قـدم زدن بـا او، زیـبا ترین راه گذراندن یک بعد از ظهر است. به علاوه وقتی که از او دورید، آرزو می کنید که پیش شما بود
.

نشانه 3


مطابق با میل او رفتار میکنید
سعی می نماییـد با اینکه برخی از کارها مثل رفتن به کتابخانه یا نمایـشگاه برای شما خوشایند نـیسـت، ولـی بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گیری و مخالـفـت به انجام آنها میپردازید. متوجه خواهید شـد که خـود را با امیال و برنـامه های او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهیش می کنید
.

نشانه 2


اولویتهای دیگر، عقب نشینی میکنند
شما عادت کردید ظهر ها به باشگاه ورزشی برویـد، امـا اگـر او بـرای نـهار وقـت داشـت، ترجیح میدهید با هم به رستوران بروید. شما دیـگر مـانند گذشته آن آدم سخت کوشی نیستید که کارهای ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـی آورد تـا آنـها را انجام دهد بجایش ترجیح میدهید آخر هفته خود را با او بگذرانید
.
لیست کارهای روزانه که همیشه اصرار در انجام دادن آنها داشتید، اکنون به علت با او بودن دیگر رونقی ندارد و توجهی به آن نمی شود
.

نشانه 1


شما به آینده ای فکر میکنید که او نیز جزئی از آن است
در ذهنتان با او آینده ای نامحدود دارید. این آینده فقط محدود به آخر این هفته نیمشود بلکه سالیان سال ادامه خواهد یافت. وقتی برای سفر بعدی خود برنامه ریزی میکنید، به این فکر میکنید که برای ماه عسل با او خواهید بود. هنگامیکه برای سه ماه بعد به یک جشن عروسی دعوت میشود، با اینکه سه ماه مانده، از اکنون از او می خواهید که همراه شما در آن مراسم شرکت کند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : مصطفی در ساعت 5:16
جمعه دوم آذر 1386
با تمام اشک هایم

 

شرم تان باد ای خداوندان قدرت

بس کنید

بس کنید از این همه ظلم و قساوت

بس کنید

ای نگهبانان آزادی!

نگهداران صلح!

ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون

سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم

سرب داغ !

موج خون است این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی را

موج خون!

گر نه کورید و نه کر

گر مسلسل های تان یک لحظه ساکت می شوند

بشنوید و بنگرید

بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است

کاندرین شب های وحشت سوگواری می کنند!

بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است

کز ستم های شما هرگوشه زاری می کنند

بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان

روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند

بنگرید این خالق عالم را که دندان برجگر

بیدادتان را بردباری می کنند !

دست ها از دست تان ای سنگ چشمان ! بر خداست!

گرچه می دانم

آنچه بیداری ندارد

خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست !

با تمام اشک هایم باز -نومیدانه- خواهش می کنم

بس کنید!

بس کنید!

فکر مادر ها

ی دلواپس کنید

رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید!

بس کنید!

 

((فریدون مشیری))


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : آیناز در ساعت 1:3
چهارشنبه هجدهم مهر 1386
تک درخت

 

 

در اين غروب غم زده

برمن ببار

بربرگهاي بي طراوت من

-اما

ابر عقيم بي نم باران گذشت و رفت

 

 

عابر!به سوي من

بر شاخسار بي برگم نظر فكن

اينجا هر چند چشمه سار روان نيست

بنشين

بنشين دمي و بر من تنها نگاه كن

- عابر

بي هيچ التفات شتابان گذشت و رفت

 

 

اي پركشيده جانب ناهيد و ماه و مهر

جولان دهنده در دل اين واژگون سپهر

هشدار  بيم غرش توفان

هشدار بيم بارش و بوران است

بر شاخسار من بنشين

- اما پرنده

هيچش به دل نه بيم زتوفان   گذشت و رفت

 

 

هان آهوي فراري اين صحرا

تا دوردست مي نگرم

صياد نيست در پي صيدتو

باز گرد

قدري درنگ

در بر من

قدري درنگ كن

- آهو

چون برق و باد  هراسان گذشت و رفت

 

 

شب مي رسد و روز

دلخسته از درنگ

افسرده از بسيط بيابان گذشت و رفت

 

 

 

(حميد مصدق)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : آیناز در ساعت 23:33